اقدام پژوهي و نيازهاي كاربران 1 print email
به نام خدا


 





اقدام پژوهي و نيازهاي كاربران



Action research and users needs




دكتركامران صداقت

جامعه شناس و پژوهشگر علوم اجتماعي
بنابراين يك پژوهشگر مشاركت‌جو، به عنوان مثال شايد توصيف تجارب شخصي‌آنها كه راهنما به سوالاتي در مورد نيازشان تا بپرسند. اين اهدافي را براي ديگر اعضا روشن مي‌كند و كمك مي‌كند هر عضو بداند كه از كجا مي‌آيد . بنابراين، پژوهشگر مشاركتجو علايقي كه آنها آرزو دارند تا آنها را دنبال كنند، تشخيص مي‌دهد،‌ مي‌توانند ببنيند و (ديده شوند) ارتباطشان با گروه مرجع با هشياري و شكاكيت ديگر قواعد موقعيتي را دنبال مي‌كنند.
گروه مرجع اصلي
اين گروه به طور قراردادي همكاري كمي دارند، چرا كه پژوهش حرفه‌اي و آكادميك اساساً روي آن قرار مي‌گيرد. در مورد گروههاي پرامتياز كه هدف در آن كه پژوهش است از آن سود برد لورانيدر اين روش را مطالعه نزولي نام نهاده است. (1972) تشخيص و تضمين گروه مرجع اصلي يا حتي ارتباط گسترده ميادين مرجع اصلي يا عموميت، ارجاع نقادي.
با اين وجود من متوجه شدم كه اين منجر مي‌شود:‌
ـ به بهبود ارتباط پژوهش به آنهايي كه در مشكل سهم دارند.
ـ‌تمركز دقيق سوالات پژوهش
ـ‌ بهبود ارتباط پژوهش با آنهايي كه شغلشان در ارتباط با حل مشكل است (به‌ عنوان ياري دهنده، مراقبت كننده، مديريت و تهيه كننده و غيره)
ـ‌ افزايش تأثير طرح پژوهش (آنچه كه سوال شده، توسط چه كسي،‌ چه زماني، درباره چه كسي،‌كجا و چگونه)
ـ‌ بهبود معني اطلاعات بدين وسيله به دست مي‌آيد (پژوهش شده، مخصوصاً        خواهد گفت كه آيا پژوهش با توجه به معني آنچه كه گفته‌اند و انجام داده‌اند به درستي انجام شده)
ـ‌ گسترش قدرت و دقت تئوري براي درك مشكلات
ـ ارتباط خلاقيت،‌ تأثير اقدام تازه
ـ‌ تعهد به رعايت اقدام‌هاي تازه و عملكرد و پژوهش درباره آنها.
مشكلاتي كه گروه مرجع اصلي را شامل مي‌شود و در حل آنها در‌مي‌مانند زياد هستند بحث از چگونگي رسيدن به اين شرايط پيچيده، شركت وارتباط متقابل به بحث‌هايي درباره چگونگي رسيدن به توسعه ارتباطي خيلي شبيه هستند. براي مثال هر چه قدرت شما كمتر شود شما اميد كمتري درباره ارزش مشاركت تا حتي تغييرات مثبتي كه از‌ آن به دست خواهد آمد، خواهيد داشت. اگر شما بيش از اندازه خالي از قدرت باشيد غير ممكن است تا قادر شويد تا چيز بهتري را تجسم كنيد. حتي يك بينش مهم شرط لازم براي متقاعد كردن يك نفر مي‌باشد.

با اين وجود اعضاي گروه مرجع اصلي كه موقعيت مشكل‌سازي به وجود آورده‌اند موقعيت حساس در جهت بهبود آن كار مي‌كنند. اقدام پژوهي مشاركتي در بيشترين شكل گسترده‌اش، تلاش تا گروه براي كمك به گروه مرجع اصلي است و آنهايي كه با ديدگاه آنها مشتركند ـ‌ پژوهششان را دنبال مي‌كنند. با خودشان براي خودشان به عنوان يك رابطه علاقه‌اي نقش آنهايي كه بيرون از گروه ايستاده‌اند،‌ يا آنهايي كه عضو گروه مرجع پژوهش نيستند به سرعت تغيير مي‌كند. جدا از كار كردن به عنوان كارشناس مستقل، موقعيت پژوهش (با گروه مرجع اصلي كه پژوهشگر را ياري مي‌كند در پيگيري آنها در (پژوهش)، پژوهشگر به عنوان يك تسهيل كننده يا يك ياريگر به گروه مرجع پژوهش مي‌شود تا پيگير حقيقت (يا حقايق)‌خود شوند.
دلالان جداي از پژوهشگران و گروه مرجع اصلي (خواه علاقمند، خواه بيزار) اينها تنها در داده‌هاي بيروني مشاركت مي‌كنند تا يك گروه را دعوت كند و يا جزئي از يك پژوهش را اختصاص دهد. يا منابع مالي را در اختيار قرار دهد يا تنها در پايان گزارش پژوهش را تحويل بگيرند يا به نتايج به دست آمده گوش فرادهند. مشكلات و ضايعات كاري كه با اين سطح مشاركت پيوسته‌اند، فراوانند. برخي دلايل احتمالي شامل مي‌شوند:
ـ دستكاري جريان پژوهش و بيرون از صحنه  پژوهش، (با گروه‌هاي قدرتمندي كه هيچ وقت شركت نكرده‌اند در جريان آزاديخوانه پشت‌ميز با ديگر گروه‌ها)، و نهايت مقاومت ممكن توسط ديگر گروه‌ها هنگامي كه شرايط گروهي آنها به نقطه پايان مي‌رسد.
ـ رد يك گزارش توسط تعداد يا همه گروه به خاطر اينكه همه آنها به طور ساده در جريان آموزش مشابهي قرار نگرفته‌اند مثل پژوهشگر و گروه انتقادي هيچ وقت به نتايج مشابهي نرسيده‌اند.
ـ نااميدي از فرآيندي كه واقعيت‌هاي آنها را منعكس نمي‌كند.
ـ ناتواني از درك نتايج عملي مجموعه‌اي از نظريات و يافته‌ها
ياري دهندگان مخصوصاً از مشاركت كامل سود مي‌برند به طوري كه رابطه بين تئوري آنها (چرا آنها انجام مي‌دهند، آنچه را كه انجام مي‌دهند؟) در ارتباط نزديكتر با تجربه عملي آنها نيست. (آنچه كه آنها واقعاً انجام مي‌دهند) در حقيقت، در كشورهاي غربي بيشتر اقدام‌ پژوهي‌ها مشاركتهاي اصلي اين تهيه كنندگان مالي هستند كه در گروه‌هاي كوچك كار مي‌كنند، و عملكردشان را امتحان مي‌كنند و راههاي ديگر كاركردن را آزمايش مي‌كنند. براي به حد اعلا رساندن اين ارزش شريك نيازمند است تا درباره نتايج گروه مرجع اصلي گروه‌بندي شود يا توسط يك ديدگاه گروه مرجع اصلي مورد ترديد قرار گيرد يا از طرف ديگر پژوهش مي‌تواند در درجه دوم اهميت قرار گرفتن را ريسك كند.


ـ پژوهش شدگان اين ممكن است نوعاً‌ گروه مرجع اصلي باشد، همراه با برخي تهيه‌كنندگان يا معرفي كنندگانشان. با اين وجود دوباره من دريافتم كه هر چه بيشتر اين مشاركت فعال‌تر باشد تغييرات اساسي‌تري را هم در دقت و معني‌دار كردن تمامي ارتباطات خواهد داشت و همچنين سهيم شدن در مشاهدات و تركيب مفهوم‌ها در مورد ارزش آنچه كه اقدامات تازه بايستي صورت بگيرد.
تحقيقي كه بدون يك هدف مشترك شامل همكاري مردم مي‌شود به ندرت دوام مي‌يابد. اين ريشه مي‌گيرد از آنچه كه فهم مردم با هم گسترش داده در مورد آنچه كه ارزشمند است. اگر اين شناخت براي «به منظور خودش نيست» اما متوجه مي‌سازد شناخت چيزي را «به منظور اينكه 5» بنابراين هدف پژوهش قانونمند اقدام پژوهي است. همچنان كه قبلا اشاره شد و جايي كه مقولات پژوهش شده و پژوهشگران و پژوهش به خاطر شروع مي‌شود تا كمتر از يكديگر جدا شود و اين همكاري مي‌تواند با همديگر مرتبط باشد. چه نوع اقدامي براي گروه‌ها لازم است تا توسط گروه مرجع انتقادي در موردش تصميم بگيرند. همچنان  كه قبلا ذكر شد آن اقدام تازه ممكن است باز توليد اقدام قديمي‌تر باشد كه قبلا مورد استفاده قرار گرفته است. اگر آن شامل پژوهشگراني باشد كه معتقدند آنها نه همكاري كنند (و نه مي‌خواهند) اين پژوهشي است كه ممكن است پايه را بازتوليد كنند. پژوهش ديگر كه خود‌آگاه است در مورد اينكه چرا آن سوالاتي را كه آن انجام مي‌دهد مي‌پرسد آرزو مي‌كند كه در مقابل تا به جلو ببرد حالت مختلف و بهبود يافته كارها را.
اقدام پژوهي مشاركتي چيست و چه چيز نيست؟
اقدام پژوهي مشاركتي اصطلاحي است كه مجموعه‌اي از فرضيات را تحت عنوان علم‌ الگوي تازه‌اي با خود به همراه دارد. و در مقابل آن علوم قديمه يا نمونه‌هاي قديمي قرار مي‌گيرد اين فرضيات تازه اهميت جريانات اجتماعي و جمعي تاكيد مي‌كند در به دست آوردن نتايج درباره اينكه مورد چيست و استنباط‌ها چه هستند، براي تغييري كه مورد نياز است توسط آنهايي كه در موقعيت مشكل سازي هستند كه منجر به تحقيق در اولين محل مي‌شود.
در زندگي واقعي پژوهشگران واقعي اغلب از اظهار نظر الزام‌آور اين دو نوع الگو خودداري مي‌كنند (بيشتر يا كمتر راحت شدن) اما الگوها خودشان بدنهاي مرتبط با فكرهايي هستند كه تئوري‌وار داراي مقياس مشتركند. اما يك الگو مورد خطاب قرار مي‌دهد مسايل حل نشده الگوي قبلي را بنابراين زماني كه مثبت‌گرايي ظهور كرد تا اطمينان و قابليت تغيير را به دنيايي كه از قيد منطقيات ساخته شده است بياورد پسا مثبت‌گرايي مورد خطاب قرار مي‌دهد ناتواني تا بحث كند پيچيدگي بيش از اندازه سايبرنتيك سيستم‌هاي انساني تغيير دهنده. اگر علم قراردادي بخواهد تا به يك گروه از مردم قدرت بدهد تا تعيين كننده حقيقت براي گروه ديگري باشد علم جديد از دنياي چند

گزينه‌اي ها و روايت‌هاي رقابتي حقيقت و واقعيت بعنوان راهي كه به مردم مي‌كند تا به حقيقتي از واقعيت خودشان دست يابند و همچنين آن را به ديگر تقديم مي‌كنند. ضرورت چنين شناخت‌ها براي اين است كه در موضوعات انتخاب شده، توسط گروه PAR يافت شود كه بيشتر با موقعيت‌هاي سخت تغيير اجتماعي قرار مي‌گيرد، از دست دادن را‌ه‌ها تا نيازهاي انسان را ببيند،‌ به وجود آمدن انديشه‌ها، ترسها، همچنان كه ما به همديگر چون بيگانگاني مي‌شويم و تهديد تجزيه به بيگانگي و بربريت در چنين موضوعات بزرگ، اقدام پژوهي مشاركتي محجوبانه به جلو مي رود اما آن ارتقا مي‌يابد براي تمامي اين دلايل اقدام پژوهشي تنها پژوهشي نيست كه ما اميدواريم كه با پژوهش دنبال شود. آن عملكردي است كه پژوه شده، و دوباره تحقيق شده، درون جريان تحقيق توسط شركاء و اين به سادگي تغيير خارجي نتيجه نيست. در مقابل هدفش آن است تا پژوهش در پژوهش فعال باشد توسط براي آنهايي كه كمك مي‌كنند و اين نمي‌تواند توسط يك گروهي از مردم مورد استفاده قرار گيرد تا گروه ديگري از مردم را وادار كنند تا انجام دهند آنچه كه به نظرشان درست است. اين كاريست كه سياست اصلي و مركزي را انجام دهد يا يك تغيير سازماني يا خدماتي در مقابل آن در تلاش است مخصوصا يك جريان دمكراتيك يا غير اجباري باشد كه به وسيله آنهايي كه مورد كمك قرار مي‌گيرند اهداف و نتايج پژوهشي خود را تعيين مي‌كند در مقابل آن كاملا نزديك به چنين (حس يادگيري با انجام دادن) است. اما همزمان با به دست آوردن شرايط ايده‌آل براي كاملا عملي كردن اين مورد خيلي سخت است.
اساسا اقدام پژوهي مشاركتي پژوهشي است كه شامل گروه‌هاي مرتبط در بازپرسي فعال با اقدام جاريه است (كه آنها تجربه مي‌كنند به عنوان مشكل) به منظور اينكه تغيير داده و آن را بهبود بخشند آنها اين كار انتقادي انجام مي‌دهند با انعكاس تاريخي، سياسي، فرهنگي اقتصادي، جغرافيايي وديگر متنهايي كه به آنها حس روي بدهد.
اقدام مشكل‌ساز فعلي احتمالا درجه بندي شود از ناچيزي به تهديد زندگي. بيشتر سهم كار تحقيق قرار مي‌گيرد بين اواخر اين رتبه‌بندي و نوعاً شامل مي شود خود شما را آنهايي كه شما را مربوط مي‌دانند تجارب و علايق ديگران رنج مي‌برند از موقعيت‌هاي مشكل ساز بعضي‌ها سعي مي كنند كه آن عوض شود و آنهايي كه سركشي مي كنند از منابع مادي نياز دارند به تلاشهايي براي تغيير همچون سرمايه‌، مردم، حقوق خدمات و منابع اداري و غيره
به هم آوردن اين اجرا و جذب نفرات جديد به عنوان تلاشهاي عمل تحقيق دنبال مي شود تا زمينه‌ها اجرا را پيچيده تر كند. نسبت فقط يك جهت بررسي كامل زمينه و اما كانون مركزي رسيدن به تفهيم و تغيير همچنان كه عمل تحقيق يك تحقيق نيست كه اينها را ببيند فرآيند مفاهيمي كه تغيير مي يابد از تلاش‌هاي عملي و نه انجام مي دهد آن را كه دارد مشكلاتي با محقق يا

محققان كه به وسيله تحقيق شده براي ديدن اين به عنوان ضروري جهت به دست آوردن مفاهيم داخلي تشخيص داده مي‌شود آنچه كه به دست آيد از سهم عملي تحقيق همچون هر تحقيقي نياز است بدانيم به جهت به دست‌ آوردن تغييرات مطلوب. ما اغلب دست كم مي‌گيريم عبارت ارزشها را كه هستند تصورات با ارزش مفاهيم ارزيابي شده يا راههاي بودن آن نسبت به ديدن اين نگهداري از ارزشها به عنوان پتانسيل و عيني بودن اريب منابع.
قدرت ارزش‌هايي كه ما نگه مي‌داريم قدرت راهنمايي تلاشهاي پژوهش ما را تعيين مي‌كند. دو كليد اضافي اساسي كه شكل‌بندي مي‌دهد آنچه كه مي دهيم هست قدرت تصورات ما (بيشتر تئوري‌وار است تا خلاقانه عميق و تصورانه) شك‌هاي ما جهت نگه‌داري تئوري به صورت نزديك‌تر در رابطه با عملي كه مشاهده مي‌كنيم شبيه هر تحقيق ديگري در لحظه انتقاد است آن كشف يا اختراع راه ديدن و فهميدن واقعيات ضرب المثل‌ قديمي در مورد پنج درصدي بودن الهام  و نود و پنج درصدي احتمالا داراي حقيقت كافي باشد. رنج بردن و عرق ريختن شامل بودن ساعتهاي زيادي صحبت و فكر و تقسيم نتايج زمينه‌كاري ما با ديگران است. لحظه انتشار فكري زماني است كه ارزشهاي جمعي بيان مي‌شوند به راه جديد متصل بودن عقايد يا راه جديد ناميدن جهان كه پيشرفت مي دهد وضعيت‌هاي جمعي مشاركت را.
يادداشتها:
1.   زمينه عمل اشتقاق مي‌يابد از آموزش (مخصوصا اتاقهاي عملي مدرسه) توسعه جهان سوم بيشتر اوقات تحت فشار حركت‌هاي ضروري مرتبط با بيرون عمل جديد قرار مي‌گيرد.
2.   تحقيقات زمينه عمل بعد از جنگ بريتانيا كه روي تئوري گروه روانشناسي و گروه ديناميك بررسي مي‌شود تحت تأثير قرار مي‌گيرد زمينه فرآيند را بعضي مواقع شامل تغييرات علايق از بيرون مي‌شود.
مثالهاي اين تغييرات:‌ آنها شامل انسان‌شناسي كلاسيك اجتماعي تربيت يافته جامعه‌شناسي به نان ويلهلم فوت رايت كه حركت كرده به عمل تحقيق از آنچه كه حال ناميده مي شود تحقيق مشاركتي (براي مثال مطالعه كلاسيك جمعيت‌شناسي اودر سال 1943 پيرامون مهاجران درون شهري ايتاليايي آمريكايي). جامعه‌شناس شولاميت راين‌هارز مي‌گويد داستانش را از حركت تحقيقات باطني بر روي مردم يا انسانيت تحقيقات كيفي و تجربي با مردم (1979) من خودم به عنوان جامعه‌شناس تربيت يافته‌ موناش گفته‌ام  يك تراجكتوري(1985) شبيه حركت استفاده از نمره‌هاي زياد استاندارد اتفاقي شبيه بررسي كردن آناليز شده به وسيله تعهد spss جهت برداشتن پديده‌شناسي مفسرانه جهت افزايش

1.      كار با و براي گروه‌هاي مرجع انتقادي استفاده مي‌كند يك متودولوژي ساختاري انتقادي (1991).
2.   نمونه علمي قديمي اجتماعي هست اغلب اصطلاحي عمومي خوش بين. اين يك فكر فيلسوفي مدرسه كه مي‌بيند جهان را به عنوان تنها حامل واقعيتي كه وجود دارد به طور مستقل از مشاهده‌گر و آنچه كه مي‌تواند تنها كشف شود به وسيله مفاهيم خالص عملي، علمي، عيني و مستقل به طور ايده‌آل در يك مجموعه آزمايشگاهي كه همه متغيرها مي‌توانند كنترل شوند و دستكاري گردند و عامل‌هاي دقيق تعيين شوند. اين محاسبه سخت بوده جهت مظنون شدن در تمرين به عنوان علم نيوتوني كه مي‌دهد محدوديت‌هايي همچون علم غير مستقل براي درگير شدن در بيشتر تحقيقات كه به صورت بومي انجام مي‌شوند فهميدنش راحت‌تر است همچنين وقتي كه جهان اجتماعي مواجه مي‌شود فرمهاي زيادي را شامل مي‌شود همچنانكه مردماني وجود دارد آن است كه بفهميم جهان اجتماعي وابسته به تغييرات و شرايط تفسيرهاي در مورد آنچه كه ادامه مي‌يابد اينها هستند:‌مركب يا متعدد و احتمالاً مشاجره آميز مي‌باشد. به عنوان فيزيكدان‌هاي بعد از انشتين مشاهده شده اساساً تركيب مي‌شود به وسيله مشاهده‌گر و در جهان اجتماعي بيشتر نوسازي مي‌شود به وسيله مشاهده شده  (يعني در سايه مشاهدات مشاهده‌گر) براي علم پارادايم قديم اين هست تغييرات ناخواسته و مسموم. براي نمونه‌هاي علمي جديد آن است طبيعت حيوان صفت بودن و آنقدر زياد مادي براي روشن كردن پرسش‌ها. نمونه علمي جديد همچنين طبيعت ارزشهاي به دست آمده تفسير را جذب مي‌كند. و در موقعيت است جهت متمركز كردن تحقيقاتش به علايق آنهايي كه احتمالاً مشكل ساز باشد براي موقعيت‌هاي نامطلوب وجودشان اين پيشنهاد تحقيقاتش به علايق آنهايي كه احتمالا مشكل ساز باشند براي موقعيت‌هاي نامطلوب وجودشان اين پيشنهاد مي‌كند يك فرصت بهتر تفهيم تئوري به سوي انتشار بهتر به عمل و همچنين اجتناب مي‌كند از تعاقب‌هاي توتاليسمي و غير ديني يك علم كه خودش را به عنوان ارزش آزاد مي‌بيند.
3.   براي زبان معمولي كه استفاده مي‌شودجهت توضيح عمل تحقيق مشاركتي به عنوان فلسفه جديد دانش (تئوري اينكه چطور مي دانيم يا زمينه‌هايي براي دانش) همچنين شامل ساختارهاي انتقادي خوشبيني‌هاي بعدي با تفسيرهاي انتقادي متودولوژيكي.
4.   براي مثال از طريق مقايسه كفش‌هاي دخترهايمان را نسبت به دخترهايمان! كريس آرجريس توضيح داده است اين را به عنوان حركت از حلقه انفرادي به حلقه دوبله‌ فكر يا اولين دستور جهت تئوري دوم دستور.

1.      سوكني استفاده كرده اين اصطلاح را در توضيحاتش از يك راه متناوب رفتن در مورد نيازهاي در دسترس تحقيق.
2.   ايگون گوبا اصطلاحات حالت اكتشاف و حالت تأييد را استفاده كرده است. (صفحه 7 و 1: 1978) بهترين مرحله اكتشاف انجام شده كمترين نياز براي مرحله تأييد ماهرانه، گران اخلاقي و متودولوژي مي‌باشد (به جز براي آزمايش سخت تمرين زندگي واقعي). جايي كه داننده از منبع دانش جدا شده براي مثال علم مكانيكي مدرن معاصر از اثرات دارويي كه به تازگي در يك آ‍زمايشگاه اختراع شده،‌ با اثرات نامشخص بنابراين مرحله اكتشاف ممكن است بيش از اندازه سازماندهي شده نباشد براي استفاده از دارو (براي مثال چيزي كه مرتبط شده با حضور درخت پوست مجنون در يك محيط و به تدريج مشاهده شده تأثيرات به صورت طبيعي اتفاق افتاده آسپرين (قرص) بنابراين توسل قرار مي‌گيرد به سختي و بي‌مهارتي. اما قطعي‌تر تكنيك آزمايش كنترل به طور شانسي و بي‌هدف صورت مي‌گيرد.
3.   علم تجربي قراردادي به طور كنايه آميز مشكلات خودش را دارد زماني كه يك فرضيه بدون ريشه (نسبتا گسترده) كه استادانه و زياد آزمايش شده تنها كشف كند اين را كه آن يك فرضيه ضعيفي از شروع كار بوده است منحصراً در علم اجتماعي، چنين فرضيه‌هاي ضعيفي زنده مي مانند. در ادبيات و حتي محققان خود را به شهرت مي رسانند. (و به يك فرضيه ثابت بلند بالا تبديل مي شود) در نبود جريانات اشتراكي يا آزمايشي در تجربه‌اي كه فراهم خواهد كرد باز خورد ضروري را درباره شخصيت ناقص، شكست مفتضحانه جامعه‌شناسان اروپايي در پيش بيني تخريب ديوار برلين، آزمايش مي كند. در همان راه به همان اندازه شكست هواشناسان در پيش بيني شرايط جوي به طور صحيح بيشتر از همه هم جامعه‌شناسان و هم هواشناسان (ديگر مردم عادي كه مشاهده‌گر زيرك، و كسي كه باز مي‌كند دستگاه فشار سنج آنها را و احساس مي‌كند دردها را در استخوان‌هايشان) كاملا درست به نظر مي‌رسد. علم نيوتوني اساساً خوب كار مي‌كند، ضعف آن در اين است كه موضوعات بيش از اندازه و پيچيده و به كنترل متغيرات بي‌اعتنايي مي كند بدبختانه اين ممكن است دقيقاً آن زمان هاي انتقادي باشد كه در دانشهاي انساني تغييرات عمده اي به وجود مي‌آورد.
4.   مفهوم ديدگاه گروه مرجع اصلي در جزئيات گسترده‌تر بحث شده است. در هر سنجش در حال گذر است. (Wadsworth, 1991)
1.   اين جمله اقتباسي از مقاله‌اي گرفته شده است كه رابين ام. سي. از دانشگاه ديكم ارايه شده برخورد جهان سوم در اقدام پژوهي مشاركتي، ماتاگوا، نيكاراگوئه و غيره 9-3 سبتامبر 1989 همچنين اين مقاله در ژورنال شبكه اقدام پژوهي مشاركتي (واقع در ملبورن) جلد يك، آوريل 1991، چاپ مجدد كه به عنوان اصول اقدام پژوهي مشاركتي در آموزش بزرگسالان كه هر چهار ماه به چاپ مي رسد چاپ شده است، جلد، 41 شماره 3 ، 1991، 5 صفحه 170 خلاصه 17 اصل همچنين در واردزوزوس، 1991 5 صفحه 44 ذكر شده است.
2.   همچنين برخي محققان آكادميك با غرور مدعي مي باشند كه هيچ سودي اين نوع تحقيقات ندارند. (و نه حتي يك نافي بالقوه) اين آن چيزي است كه آنها تحقيق خالص يا تحقيق به منظور انگيزش حس كنجكاوي و تنها به خاطر خوشان، مي‌نامند. خيلي مهم است كه زمان و مكان مناسب باشد. براي هجوم‌هاي كنجكاوانه و ذهني به درون آبهاي ناشناخته و ظاهراً موضوعات نامربوط با اين وجود حتي چنين تك كنجكاوي هميشه و همه جا قرار گرفته است.( براي مثال اشاره فلمينگ به تركيب پني‌سيلين) و بنابراين توسط دنياي اجتماعي شكل گرفته شده در آنچه تك كنجكاوي رشد پيدا كرده است، زبان ياد گرفته، ارزش‌ها را ياد گرفته، ياد گرفته كه چطور به برخي چيزهاي ديگر توجه كند. 80 درصد تمامي دانشمندان محض و كاربردي، با هم و خيلي كنجكاوانه در برخي راه‌ها تا از موسساتي در دنيا حمايت كنند. از طرف ديگر حتي ظاهراً بيشتر اين محققين esoteric غالبا ديدگاههاي پخته‌اي دارند. در مورد ارتباط راهي‌شان از تحقيق (براي مثال ارتباط بين مدل‌ها لباس و مدهاي كاپيتاليستي ابتدايي اقتصاد و ارتباط آن به دوران جاكوبين و پنت مدرنيته قرن بيستم. جايي كه اين محققان خودشان هيچ بصيرتي ندارند و ديگر ممكن است يك عمل باستانشناسي انجام داده و چيزي را پيشنهاد كند و براي بيشتر پژوهش در علوم انساني، گروه مرجع انتقادي بيش از اندازه به عنوان استفاده كنندگان و چنين خدمتي تشخيص داده مي شود.
3.   پژوهش فمينيستي مورد استفاده قرار مي گيرد. (با موفقيت بيشتر يا كمتر) يك متودولوژي اقدام پژوهي مشاركتي را و بيشتر از همه كار مي كند در فضاي موضوعي كه تعيين شده گروه مرجع انتقادي مشخص:‌ توسط زنان نوع تئوري فمينيست استفاده شده انعكاس خواهد داد. و در مقابل تعيين خواهد كرد چه نوع استفاده از تحقيق و توسط چه كسي.
تئوري انتقادي يك مكتبي از علم اجتماعي است كه ابتدا در فرانكفورت و سپس در ايالت متحده آمريكا بسط يافته و اين بعد از تبعيد اعضاي اين گروه و قبل در طول جنگ جهاني

1.   دوم است تلاش بر اين كه چگونه فرد و ساختار درون ساختار ايدئولوژيكي قرار مي گيرد كه تعداد زياد افراد ديگري سود مي برند. مشهورترين نظريه پردازان اين مكتب، آدورنو، هورك، هابرماس، ماركوس، حالا اين اصطلاح براي توصيف محدوده‌اي از رويكردهايي كه به وجود آورنده سوالات انتقادي درباره شرايطي است كه شكلهاي زنده زندگي اجتماعي را كه تجربه شده‌اند به عنوان مشكل توسط گروه‌هاي به خصوصي از مردم پيگيري مي‌شود.
2.   ارزيابي نسل چهارم اصطلاحي است كه توسط ايگونس گوياي آمريكايي و يووانا لينكولن بنا شده است تا كاربرد متودلوژي ساختاري را تا ارزيابي كند. (در بيداري سه نسل قبلي ارزيابي كه آنها مورد انتقاد قرار داده‌اند. در زمينه‌هاي با پيوستگي بيشتر به يك معرفت شناس مثبت‌گرا و به سلطه مديريت گرايي آنها بحث كرده‌اند براي ورود تمامي گروه‌هاي مرتبط به جريان،‌ و دوباره قالب‌ريزي كنند سنجشگر به عنوان يك حلالگر يك جريان اساساً خود ارزيابي كند.
3.   براي مثال اقدام پژوهي مدرسه محور را ببينيد،‌ جايي كه براي مثال والدين و دانش‌آموزان ممكن است با هم در كار دخيل باشند. با اين وجود سوالات اوليه تشخيص داده شده از آن معلمان هستند همچنين پروژه‌هاي بيمارستاني را ببينيد كه متشابهاً ريشه مي‌گيرد از نگراني‌هاي پرستاران در نبود بيماران با يك پژوهش قوي انجام شده در مورد خودكشي جوانان يا مادران تنها بدون اينكه هيچ كدام از اين گروه ها در تيم يا كميته پژوهشي نشان داده بشوند. جايي كه سوالات گروه مرجع اصلي نيستند مورد پژوهش قرار مي‌گيرند در تئوري انتقادي ناپيوسته تا نشان دهد فرضيات پشت چيزها و بنابراين نشان دهد انتخابهاي تازه‌اي از موضوعات مرتبط به موضوع را براي مثال پرستاران و روانكاوي كه مي‌خواهند تا تحقيق كند چگونه مراقبت خودشان تا از زير آن استرس خارج شوند سوال از گروه انتقادي، مثلا براي مريض‌ها چه چيزي خوب خواهد بود؟ ممكن است به اين راه‌حل مناسب ختم شود كه هميشه مشكل ساز بوده است و تحقيق ديگري به جريان افتد براي راه‌حل ديگري كه نيازهاي يك گروه را در سود ديگري نمي‌بيند. اگر مريض‌ها در پژوهش شركت كنند آنها ممكن است درك خودشانرا از اينكه چرا خشونتي اتفاق مي‌افتد ارايه دهند كه منجر به راه‌حل مختلفي مي‌شود كه همچنين ممكن است به حضور مشل‌هاي مريضان به نبود ادامه زور مرتبط نباشد.


 
< قبلی   بعدی >
آمار
اعضاء: 1164
اخبار: 152
معرفی سایت ها: 12
بازدید کنندگان: 322635
حاضرين در سايت
19 کاربر میهمان
اطلاعات تماس
مشاوره و ارتباط با دکتر صداقت
آدرس : 
تبريز : آبرسان، برج سفيد 1، طبقه 3
تلفن : 8-3371927 0411 
فکس :04113371928
ایمیل : از این آدرس پست الکترونیکی در مقابل اسپم محافظت می شود. بنابراین برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت فعال باشد
ورود و خروج





بازیافت رمز عبور
ثبت نام کاربر جدید